ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

امید چیز خطرناکیه؟

يكشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۸، ۱۱:۲۵ ب.ظ

#شاید_موقت

هشدار: پر از غم و غصه و غر!

حدود 10-11 سال پیش که وبلاگ می نوشتم، دوران راهنمایی و دبیرستانم بود. با هرکسی بحثم می شد، کوچکترین و گاهی بی ارزش ترین اتفاقات باعث میشد وبلاگمو باز کنم و توش خودم رو خالی کنم.

بعد از حضور در متمم که تصمیم گرفتم دوباره وبلاگ بنویسم، این بار وقت کسایی که شاید حتی به تصادف وبلاگم رو باز میکنند، برام ارزشمندتر شد و همین احتمالا باعث شد خیلی حرفا رو نگم. از خیلی غصه ها ننویسم و سکوت کنم چون بنظرم اینجا، جای خالی کردن غم و غصه و غرغرای من نیست...

ولی امروز دلم گرفته. واقعا از دیدنِ این همه غصه و حق به جانبی و انتقادناپذیری و کم تحملی... دلم گرفته.

اینستاگرامم رو حذف کردم، گروهی تو تلگرام و واتس اپ و... برای خودم نذاشتم که توش زار بزنم، به هیچ جایی دستم بند نبود که خودم رو خالی کنم. اینجا تنها جایی بود که حس کردم میتونم توش زار بزنم. بگم واقعا دلم گرفته. واقعا قراره غم و غصه بباره از حرفام. واقعا دارم منفجر میشم و نمیدونم کجا خودم رو خالی کنم.

خسته ام... خیلی زیاد... مثل خیلیای دیگه تو این روزا... همه خسته ایم، همه افسرده ایم، همه گرفته ایم...

یه روزایی آدم دلش میخواد فریاد بزنه و یه جایی خودش رو خالی کنه.

اگه یه روزی ما تصمیم بگیریم که دیگه دنبال اثبات حقانیت خودمون نباشیم چی میشه؟

اگه یه روزی به این برسیم همه حق یکسانی برای زندگی داریم چی میشه؟

اگه یه روزی یاد بگیریم به هم احترام بذاریم چی میشه؟

اگه یه روزی دیگه به جای هم تصمیم نگیریم چی میشه؟

اگه یه روزی دیگه از مطالبه حقمون نترسیم چی میشه؟

  • ۹۸/۱۰/۲۲
  • ساقی نبی لو

امید

بیدار شو داری خواب می بینی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی