ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

خیلی وقتا پیش اومده وقتی در یک بحران کاری قرار گرفتم یا سرم خیلی شلوغ شده، کل کارای دیگه م رو تعطیل کردم و با خودم گفتم هر وقت این کار تموم شد میرم سراغشون. شاید همین اواخر (بعد خوندن کتاب هنر ظریف بی خیالی) به خودم اومدم که اصلا قرار نیست وضع تغییر کنه. من اگر قراره در مسیری که خودم دوسش دارم قرار بگیرم، دائما باید کار کنم و کار کردن هیچ وقت تموم نمیشه. نباید منتظر تموم شدن پروژه ها باشم تا برم سراغ یک تفریح یا کاری که دوسش دارم اما لزوماً به حرفه م مربوط نمیشه. 

قبلنا میخواستم سینما برم، می‌گفتم الان ذهنم درگیر یک پروژه ست، تموم که شد میرم.

کتاب میخواستم بخونم، میگفتم الان فکرم آشفته ست و باید کارم تموم بشه و بعد شروع کنم.

هرکاری که برای ارضاء نیازهای روحیم بود، به بعد موکول میشد چون فکر میکردم حین پروژه اصلاً آرامش ندارم که بتونم ازشون لذت ببرم

ولی خب حالا به این رسیدم که هنر من اینه در زندگیم تعادل داشته باشم و همزمان به همه این ها برسم.

کار نه تنها هیچ وقت تموم نمیشه، بلکه هر روز بیشتر و بیشتر میشه.

من اگر منتظر وقت خالی و ذهن بی دغدغه بمونم، هیچ وقت خودش پیدا نمیشه. لذت اصلی در اینه که من لابه لای همین شلوغیای فکر و کار، بتونم به همه چی برسم. تازه اینجور وقتاست که آدما حس می کنند با تمام ظرفیت و عمق وجودشون دارند زندگی میکنند و در یک بعد خلاصه نشدند.

اینم یه تصمیم جدیدیه که دارم روش کار میکنم :)

 

  • ۹۸/۰۷/۱۶
  • ساقی نبی لو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی