ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

رابطه ها

#برای_خود_نوشت smiley

- قواعد نگارشی رعایت نشده و ممکنه برای دوستان ِ نویسنده آزاردهنده باشه smileyheart

 

امشب داشتم پایِ تخته برای خودم انواع روابط رو مورد بررسی قرار میدادم. به یک سری نتایج رسیدم که البته جدید نیست ولی جدیه!

من روابط رو برای خودم به 5 دسته تقسیم کردم.

- خانواده

- عاطفی

- دوستی

- کاری

- آشنایی (در و همسایه، هم کلاسی و...)

 

و این روابط رو در دو دسته

- کاملاً ارادی

- غیر ارادی یا کمتر ارادی!

تقسیم بندی کردم و رابطه با اعضای خانواده، کاری و آشنایی رو در دسته دوم یعنی غیر ارادی یا کمتر ارادی قرار دادم و رابطه دوستی و رابطه عاطفی رو در دسته اول یعنی کاملاً ارادی قرار دادم.

 

و همچنین انگیزه خودم رو در ایجاد و ادامه هر کدوم از این ارتباطات در سه دسته 

- ارزش‌های مشترک

- محبت و الفت

- رفع نیاز شخصی یا خدمت به دیگران

قرار دادم. البته این دسته بندی ها شخصیه و برای خودم کاملاً واضحه. ممکنه کسی بگه یک رابطه می تونه همه این انگیزه ها رو پوشش بده. من برای هر رابطه اصلی ترین انگیزه رو انتخاب کردم.

رابطه بین اعضای خانواده رو در دسته محبت و الفت، رابطه کاری و آشنایی رو در دسته رفع نیاز شخصی یا خدمت به دیگران و رابطه دوستی و رابطه عاطفی رو در دسته ارزش های مشترک قرار دادم.

 

یکی از چیزهایی که برای خودم مشخص کردم این بود که رابطه دوستی و رابطه عاطفی هر دو بر مبنای ارزش‌های مشترک شکل میگیره، در غیر این صورت هیچ معنایی نداره و صرفاً رفع یک نیاز عصبیه که می تونه رفع تنهایی یا رسیدن به منفعت شخصی باشه. برا همینه که خیلی از دوستی ها به راحتی جایگزین میشن. وقتی دوستی با هدف رفع تنهایی یا رسیدن به منفعت باشه، اگر کسی رو پیدا کنیم که تنهایی ما رو رفع می کنه یا ما رو به منفعت بیشتری میرسونه، رابطه های دوستیِ دیگرمون کم رنگ تر یا حتی ناپدید میشن.

برا همینه که خیلی از اوقات افرادی که وارد یک رابطه عاطفی میشن و حس تنهاییشون رفع میشه، دوستی‌ها مثل قبل براشون پررنگ نیست. کسانی که ازدواج میکنند، کلاً دور خیلی از دوستی هاشون رو خط میکشند و خودشون رو محدود به رابطه با همسرشون و روابط جدیدِ نشأت گرفته از اون میکنند.

 

یه چیز دیگه هم که این وسط خیلی مهمه اینه که ما مرز رابطه‌های دوستی و رابطه عاطفیمون رو کاملاً مشخص کنیم تا انتظارات ِ درستی از طرف مقابلمون داشته باشیم.

ما نه تنها نیاز داریم که هر 5 نوع رابطه (الزاماً 5 تا نیست، بلکه به عنوان پیش‌فرض دسته بندی خودم رو در نظر میگیرم) رو داشته باشیم، بلکه مرز هر رابطه رو هم باید مشخص کنیم و بدونیم از هر رابطه ای چه انتظاراتی باید داشته باشیم.

نبودن هر کدوم از این روابط باعث میشه بخوایم خلأش رو از طریق روابط دیگه پر کنیم و انتظارات نا‌به‌جا و آزاردهنده ایجاد میکنه.

گاهی اوقات هم بخاطر مشخص نکردن انتظارات ِ به‌جا، در رابطمون دچار آزردگی میشیم. انتظار داریم همونقدری که نظراتمون برای شریک عاطفیمون ارزشمند و در اولویته، باید برای دوست یا همکارمون هم باشه. من خودم به شخصه از این موارد کم ندیدم!

 

یک جمله ارزشمندی از استاد و مشاورم شنیدم که باعث شد دیدگاهم نسبت به روابط واقعاً تغییر کنه و به تعادل بیشتری برسم.

اینکه وقتی دو تا چرخ دنده باهم چفت نمیشن، دلیل نمیشه که یکی یا هردوی اون‌ها مشکل داشته باشه. 

خوب که دقت کردم دیدم واقعاً همین طوره و همین باعث شد دیگه خودم رو در روابطم کمتر اذیت کنم. انقدر انرژیمو هدر ندم برای نگه داشتن روابطی که واقعاً هیچ مشکلی در طرفین وجود نداره، فقط شکل دنده هاشون باهم سازگار نیست که باهم چفت بشن! لزوماً هیچ کدوم از ما بد نیستیم و مشکل نداریم، بلکه فقط قطعه‌ی پازل همدیگه نیستیم. همین :)

 

و دیگه اینکه اگر ارزش ها، دغدغه ها و مهارت هایی که باید توشون متخصص بشم رو برای خودم مشخص کنم، خود به خود نیاز عصبی به تنهایی رفع میشه. در واقع انقدر دغدغه های جدید شکل میگیره و روابط جدید ایجاد میکنه که دیگه تنهایی‌ها هدفمند میشه و در مواقع درست، نیاز به بودن در کنار دوست رفع میشه.

 

قبل‌تر ها بی‌توجه به این که شاخص‌های ادامه هر رابطه‌ای با رابطه‌ی دیگه فرق میکنه، همه چیز رو بهم ربط میدادم. بدون توجه به این که خودم هم کلی نقاط ضعف دارم، نقاط ضعف اخلاقی آدما رو در روابطم، خصوصاً کاری دخالت میدادم. شاید چند هفته باشه که دارم تلاش میکنم از هر آدمی در جایگاه خودش انتظار داشته باشم. اگر همکاری دارم که فلان نقطه ضعف اخلاقی رو داره ولی در کارش خیلی حرفه‌ایه و فقط هم حرفه‌ای بودن در کارش به من مربوط میشه و در رابطه‌م اثرگذاره، دیگه با بقیه مسائل کاری نداشته باشم. شاید برای کسی که تجربه‌ش نکرده قابل درک نباشه که چقدر احساس آرامش و راحتی به آدم دست میده. تصمیم دارم که به شکل خیلی جدی‌تری در روابطم بهش بپردازم و گسترشش بدم تا تبدیل به مدل ذهنی در روابطم بشه.

  • ۹۸/۰۷/۱۸
  • ساقی نبی لو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی