ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

خونه جدیدمون

اواسط تیرماه بود که به خونه جدیدمون نقل مکان کردیم. وقتی قرار شد که خونه و زندگی سابقمون رو در شمال جا بگذاریم و مدتی در تهران ساکن بشیم، هنوز آپارتمان نشینی برای مادرم خیلی سخت بود. دو سال در یک خونه زندگی کردیم که حیاط تقریبا بزرگی داشت اما خب تنها نبودیم. صاحبخونه هم واحد بالامون بود. امسال به خونه‌ی تک واحدی نقل مکان کردیم. یک خونه‌ی قدیمی که یک اتاق هم در زیرزمین داره.

روز اولی که برای دیدن خونه اومدیم، این اتاق رو برای خودم نشون کردم. بقول بعضی‌ها شبیه اتاق ِ فرهاد در سریال شهرزاده! smiley

  • ساقی نبی لو

رویاهای نوجوانی :)

اول دبیرستان که بودم و در تب و تاب انتخاب رشته برای سال بعد، بین انتخاب همه‌ی رشته‌های موجود تردید داشتم! چون از هر رشته‌ای، چیزی بود که بهش علاقه‌مند باشم و همین انتخاب کردن رو برام سخت کرده بود.

از رشته تجربی دلم می‌خواست به سراغ داروسازی برم و از رشته ریاضی سراغ نرم‌افزار و از انسانی و هنر و فنی حرفه‌ای هم رشته‌هایی بود که خیلی دوسشون داشتم... نهایتاً چون میونه‌ی خوبی با ریاضی نداشتم (و البته بعدها فهمیدم که اشتباه فکر می‌کردم!) رفتم سراغ تجربی و نهایتاً با قبولی در رشته شیمی، خودم رو آماده کردم برای ادامه دادن در شیمی دارویی و رسیدن به آرزوم!

ولی به مرور زمان همه چیز خیلی تغییر کرد.

  • ساقی نبی لو

برای ادامه دادن

برای ادامه دادن پر از انگیزه و انرژی‌ام smiley

انگار هیچ وقت تو زندگیم انقدر آزاد و رها نبودم.

بعد سال‌ها، وقت ثبت‌نام در یک کلاس، دیگه نگرانِ کلاس‌های دانشگاه و امتحان و... نبودم. احساس کردم بالاخره از زندانی که برای خودم ساخته بودم، خودم رو رها کردم.

 

لذت‌بخش‌ترین قسمتِ زندگی شاید اینجاش باشه که وقتی واقعاً دلت گرفته و حس می‌کنی دچار توقف شدی، یادت میاد که شروعِ دوباره‌ی یادگیری‌، یه زندگی جدید رو بهت می‌بخشه. انگار دوباره متولد شدی.

و خوشحالم که همیشه و همه وقت بهونه‌ای برای یادگیری وجود داره.

 

تصمیم دارم در کنار برنامه‌ی جدیدم، پیگیری جدی  متمّم و نویسندگی رو دوباره شروع کنم. :)

 

  • ساقی نبی لو