ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

ساقی نامه

مَطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست / که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز اَلَست

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

دانشگاه برای من هرچند نقطه‌ی شروع خیلی از موفقیت‌هام بود اما یک جورایی انگار تبدیل به یک رنج بی پایان شده بود! یعنی انقدر خودم رو تو گردابش اسیر می‌دیدم که حس می‌کردم هیچ‌وقت ازش بیرون نمیام. حالا انگار جدی جدی داره تموم می‌شه... طی چند سال اخیر، شاید هیچ رویداد و روندی برام آزاردهنده‌تر از بازه‌ی زمانی دانشگاه نبود. 
تموم شدنش با اتفاقات زمان‌بری همزمان شد که نتونستم و نمی‌تونم یک دل سیر از حس و حالم بنویسم. فقط می‌دونم که احساس رهایی خوبی دارم، هرچند که 6 سال گیر کردنِ توش واقعاً منو به این باور رسونده بود که انگار هیچ‌وقت تموم نمی‌شه. هنوزم تهِ دلم نمی‌تونم با جرئت بگم تموم شد...
شلوغیای این روزا که تموم بشه، باید یه خونه تکونی حسابی در برنامه‌هام بکنم. کارها و اهدافم...
  • ساقی نبی لو